در جهانی که آن را «عادی» مینامیم، اغلب در دل همین عادیبودن چیزی ناسالم جریان دارد؛ نوعی دورافتادگی آرام از نیازهای راستین جسم و جان. انسان امروز از کودکی میآموزد برای پذیرفته شدن احساساتش را پنهان کند و صدای درونش را خاموش سازد تا با ریتم شتابزدهٔ جامعه هماهنگ شود؛ ریتمی که نسبتی با طبیعت روح ندارد. این بریدگی تدریجی پایهٔ استرس فرهنگی، اضطراب، بیماریهای روانتنی و حس بیمعنایی میشود. تروما حادثهای ناگهانی نیست؛ داستان جدا شدن ما از خویشتن واقعیست، جداییای که کار بیشازحد، روابط سطحی و نیاز به تأیید آن را عمیقتر میکنند. تروما یعنی از دست دادن توان لمس احساسات، امنیت عاطفی و اعتماد. خیلیها گمان میکنند چون اتفاق هولناکی نداشتهاند، آسیبی هم ندیدهاند؛ در حالیکه سردی و بیتوجهی عاطفی زخمهایی پنهان میسازند که مسیر زندگی را شکل میدهند. جهان مدرن این گسست را «طبیعی» جلوه میدهد؛ حال آنکه فقط عادی شدن ناهماهنگیست. شفا زمانی آغاز میشود که شجاعت نگاه به زخمها را پیدا کنیم و بفهمیم رنج پیامآورِ نقطهای از درون است که مدتهاست بیصدا طلب توجه میکند.
تاریخ:
ساعت:- به وقت تهران
نحوه دسترسی:نرم افزار زوم
پیش نیاز:
امکان مشاهده بعد از برگزاری:دارد
پرسش و پاسخ در جلسات روی خط، تنها محدود به زمان برگزاری جلسات میباشد.